شاعران ایرانی

مرور زندگی و آثار میر رضی الدین آرتیمانی (شاعر زیباترین ساقی نامه)

به جرات می توان گفت که یکی از زیباترین ساقی نامه های ادبیات فارسی متعلق به میر رضی الدین آرتیمانی ست.و برای اثبات این موضوع کافی ست که به ساقی نامه های دیگر شاعران هم مراجعه شود

میر رضی الدین آرتیمانی را می شناسید؟

پایتخت گردوی ایران کجاست؟ با این سوال احتمالا اگر اطلاعات عمومی خوبی داشته باشید خواهید گفت تویسرکان.تویسرکان کجاست؟شهری از شهرهای استان همدان.اما این مقاله درباره ی گردوی تویسرکان نیست.

بگذارید سوالاتمان را کمی سخت تر کنیم.بدون اینکه به گوگل مراجعه کنید بگویید آرتیمان،به جز درخت های توتی که دارد،محل تولد کدام شاعر مشهور ایران زمین است؟

آرتیمان روستایی چسبیده به شهرستان تویسرکان است که با توجه به موقعیت جغرافیایی اش،دارای آب و هوای مطلوب و درختزاران فراوانی از انواع میوه ها و محصولات با کیفیت است.

میر رضی الدین آرتیمانی کیست؟

رضی الدین آرتیمانی در سال 978 قمری در روستای آرتیمان به دنیا آمد و در سال 1037 قمری درگذشت.

آرتیمان،محل تولد شاعر معروف ساقی نامه یعنی رضی الدین است که در بسیاری از منابع به میر رضی الدین آرتیمانی هم شهرت دارد و شاعر دوره ی صفویه و شاه معروف این سلسله یعنی شاه عباس صفوی.

رضی الدین آرتیمانی بواسطه ذوق هنری و برخورداری از دانش کافی در زمینه ادبیات و عرفان،خیلی زود به دربار شاه عباس راه پیدا کرد.کلمه ی میر به خاطر این به اول اسم رضی الدین اضافه شده،که جزو میرزایان دربار شاهی بوده است.حدود 1200 بیت شعر از او به جا مانده که معروف ترینش ساقی نامه با 175 بیت است.که با این بیت شروع می شود.

الهی به مستان میخانه ات/به عقل آفرینان دیوانه ات.

مجسمه میر رضی الدین آرتیمانی
مجسمه میر رضی الدین آرتیمانی

شاعرانی که از آنها ساقی نامه هایی به جا مانده عبارتند از: نظامی گنجوی(شاید بتوان گفت که اولین کسی ست که ابیاتی را به نام ساقی نامه و با الگو قرار دادن شاهنامه، نگاشته )، حافظ،  فخرالدین عراقی ،امیر خسرو دهلوی و ….

پیشنهاد مطالعه: پدر شعر فارسی کیست؟

درباره آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی

آرامگاه او در شهرستان تویسرکان و با یک معماری زیبا قرار دارد که گویا محل خانقاهش هم بوده است.

اهالی شهرستان تویسرکان برای تلفظ راحت تر، آرامگاه میررضی الدین آرتیمانی را  “گور می ری ضی” تلفظ می کنند که جالب است.

آرامگاه میررضی در گذشته دارای بنایی با شکل و ترکیب دیگری بوده است و به دلیل مخروبه شدن، در سال ١٣٥٤ شمسی از طرف انجمن آثار ملی ، بنایی در خور شأن آن شاعر و عارف نامی به جای آرامگاه مخروبه قبلی ایجاد گردید. این آرامگاه آجری و دارای پلانی چهار وجهی به ابعاد ۱۰*۱۰ متر و ارتفاع ۷ متر است که بر سکویی به ارتفاع 95 سانتی متر قرار گرفته است.

نمای بنا در هر ضلع دارای سه دهانه طاق است که چهار ایوان را تشکیل می دهند. سقف آرامگاه چهار ردیف دیوار آجری در قالب کادری مربع و میان تهی است که به صورت متقاطع روی هم قرار گرفته. این اثر در سال 1376 به شماره ۱۸۷۱ در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردیده است.

آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی
آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی

درباره میرزا ابراهیم ادهم پسر میر رضی الدین آرتیمانی

ناگفته نماند که  این میر رضی الدین آرتیمانی ،دارای پسری به نام میرزا ابراهیم متخلص به ادهم،بوده که او هم حال و هوای شعر و عرفان داشته است و در کتابهای تاریخ از این میرزا ابراهیم هم داستانهای جالبی نقل شده است.مانند این داستان بطور خلاصه.

یک روز که میرزا ابراهیم در کنار کاخ پادشاهی اش( در دوره ای پادشاه بلخ بوده.راست و دروغش با مورخین و تذکره نویسان) پیاده روی می کرده،چشمش به مرد فقیری می افتد که تکه نان خشکی به آب می زند وسپس در یک حالت بیهوشی و به علت ضعف شدید از گرسنگی،به پشت روی زمین می افتد.

میرزا ابراهیم با دیدن این صحنه یک تصمیم مهم در زندگی اش می گیرد و تاج و تخت پادشاهی را رها می کند و شیوه ی صوفی گری را انتخاب می کند.

ساقی نامه میر رضی الدین آرتیمانی

اینجا به ابیات ابتدایی ساقی نامه اشاره ای می کنیم

الهی به مستان میخانه‌ات
بعقل آفرینان دیوانه‌ات

به دردی کش لجهٔ کبریا
که آمد به شأنش فرود انّما

به درّی که عرش است او را صدف
به ساقی کوثر، به شاه نجف

به نور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق

به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل

به انده‌پرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر

کزان خوبرو، چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد

به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ با اشتلم

بشام غریبان، به جام صبوح
کز ایشانست شام و سحر را فتوح

که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن

خدا را بجان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وارهان

به میخانهٔ وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده

که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر جا شدم سر به سنگ آمدم

بیا ساقیا می بگردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار……

امتیاز این مطلب

امتیاز کاربران: 4.57 ( 3 رای)
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا